این روزهاااااا

خرید بک لینک

هفته گذشته از شنبه عصر شروع شد .... تب یهویی .... حالت تهوع و..... تب ....تب ...تب

یکشنبه صبح رفتیم دکتر ... بله .. حسنای ممن سرخک گرفته!!!

بیمارری بدون هیچ دارویی فقط استامیفون و کنترل تب!! اول تب بعد .... دونه ... تا اخر هفته دیگه کلاس نرفتم ... بیحال بود و بی حوصله... و تبدار...نمیتونستم بزارمش برم کلاس ... وجدانم قبول نمیکد خدا خیرش بده کمک مربی ایم کلاس رو داشت!

تا.... چهارشنبه عصر بهتر شد ...پنجشنبه بهتر و.... الحمدله جمعه و...امروز که دوشنبه است ... دوباره خنده ها و بازی و...شیطونی هاش رو میبینم...خدایا شکرت

همه ی مریضها رو شفا بده ... ممنونتم که بخیر گذشت.

یکهفته خواب نداشتم!!

جمعه اش رفتیم خونه خواهر کمک برای چینش ... اونجا هم پر شدم و ... این هفته هم به پر و ضعف خودم داره میره!!

جالبتر اینکه پنجشنبه تولد حسناست و ... من واقعا نا ندارم!!

نه شام و نه مهمون داری!!

نمیدونم چو کنم ؟؟ تازه هفته بعد هم ... باید واکسن حسنا ر بزنم!!!

تقویم ندارم ... هفته بعدش یا بعدش ... عروسی داریم ایشالله!

خدایا شکر... دخترم الان خوابه!!

ینی وقتی من خوابم می اومد اون نمیخوابید حالا که من بیدارم اون خوابیده!! :))

tanha...

ما را در سایت tanha دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:08

صفحه بندی