اندر احوالات این روزها 2

خرید بک لینک
راستی از یونی بگم ؟؟

هیچی دیگه مرخصی گرفتم از 21 اردیبهشت تا.... 7 خرداد!

وقتی رفتم رییس گفت دوستت دارم و.... بای!

:)

میتونستم از راه قانونی اقدام کنم.... ولی دیگه حال و حوصله ندارم و نداشتم!

نمیدونم شاید هم احمق به نظر میام!

اما اینو مطمئن هستم که خدای من بزرگه و... وقتی من به خدام توکل کنم خودش حسابی هوامو داره!

دوستت دارم خدا جون!

شنبه میخوام برم ثبت نام کلاس خیاطی تکمیلی هلال احمر...

پیش خانم پاکنژاد... همسفر جنوب!

خیره ایشالله!.... ایشالله عینکم آماده میشه و.... میریم اونجا!

دیشب خوابمیدیم طباطبایی دوباره داره گولم میزنه!

دانشجو پیام نوری!!!

فک کرده حقوق خونده!

منم cs خوندم!

والااااا

اومده بود منت شی!

گفتم شرط دارم

1.ساعتی 20 تومن

2.ساعت 8 تا 12 میام

3.فقط برا وام میام!

4.یه چی دیگه بود که تو خوابم نیومد بگم... :)

خدایی تو بیداری نمیتونستم این شرط هارو بذارم .... اما تو خواب گذاشتم!

گفتم اگر این شرزها قبوله ...یام وگرنه اصلا برای مننمی ارزه که بیاموکارم رو رها کنم! :)))))

چه با کلاس!

الحمدلله.

خوابهای من راسته ... اینو که میدونی؟!

ولی خدایی تو ماه مبارک خیلی سختم بود!کار کردن!به خدا واگذارشون کردم!

tanha...

ما را در سایت tanha دنبال می‌کنید

برچسب: اندر احوالات این روزها,اندر احوالات اینجانب,اندر احوالات من و اینجانب, نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 8:29

صفحه بندی